محمد الريشهري
255
دانشنامه امام مهدى ( ع ) بر پايه قرآن ، حديث و تاريخ ( فارسى )
داوود بن اسود ، واسطهء امام عسكرى عليه السلام براى رساندن برخى از نامههاى عثمان بن سعيد بود ؛ نامههايى كه در قالبى چوبى جاسازى شده بود و او بدون آن كه از محتواى آن آگاه باشد ، مأمور رساندن آنها بود . بر اثر بىاحتياطى او ، چوب حامل نامهها شكسته و نامهها بيرون ريخته شد و به سبب اين بىاحتياطى ، مورد مؤاخذهء امام قرار گرفت . « 1 » يادكرد كنايىِ نام امام عليه السلام در نوشتهها و گفتهها نيز گونهاى پنهانكارى و رازدارى شمرده مىشود . در نامهها و حوالههاىمالى ، از امام عليه السلام به عنوان « غريم » يعنى طلبكار ياد مىشد كه در نزد صاحبان و رابطان مالى ، لقبى شناخته شده بود ؛ ولى در نزد ديگران ، بسيار عادى جلوه مىكرد . اين شيوه سبب شد هنگامى كه دستگاه جاسوسى بنى عبّاس ، براى شناسايى سازمان وكالت ، جاسوسانى را به سراغ آنان فرستاد ، آنان به راحتى از اين دام فرار كردند و توانستند نهاد وكالت را از آسيب جدّى ، مصون دارند . 4 - 3 . عدالت و وثاقت نمايندگى بىواسطه يا با واسطهء امام عليه السلام در امور مالى ، نيازمند اعتماد امام و عدالت و وثاقت شخص است بويژه در مورد كسانى كه نمايندگىِ منطقهاى را بر عهده داشتند . همچنين رابط بودن بين امام و مردم و انتقال پرسشها و پاسخها اقتضا مىكرد كه امام عليه السلام و مردم به اين نمايندگان اعتماد داشته باشد . در برخى از دورهها - كه گاه از آن با نام دوران « حيرت » ياد مىشود - تنها وثاقت افراد و نهاد وكالت بود كه مىتوانست ريشهء ترديدها را بزدايد و كار را سامان دهد . برخى از وكيلان - همچون نايبان خاص - به صراحت از جانب امام عليه السلام توثيق شدهاند . « العَمرِيُّ وَابنُهُ ثِقَتانِ ، فَما أدَّيا إلَيكَ عَنّي فَعَنّي يُؤَدّيانِ ؛ عَمرى و فرزند او مورد اعتماد من
--> ( 1 ) . المناقب ، ابن شهرآشوب : ج 4 ص 427 - 428 .